به گزارش رصدبورس؛ صنعت فولاد ایران امروز در یکی از پیچیدهترین مقاطع تاریخ خود قرار گرفته است. این صنعت همزمان با دو بحران متفاوت مواجه شده است؛ بحرانی داخلی ناشی از تبعات جنگ و بحرانی خارجی ناشی از تغییرات ساختاری در بازار جهانی فولاد. همین همزمانی باعث شده تصمیماتی که در ماههای آینده اتخاذ میشود، تأثیری فراتر از یک دوره کوتاهمدت داشته باشد و جایگاه فولاد ایران را در سالهای آینده تعیین کند.
در نگاه نخست، خسارتهای واردشده به صنعت فولاد در جریان جنگ اخیر، مهمترین چالش پیش روی این صنعت به نظر میرسد. تصاویر کارخانههای آسیبدیده، اختلال در برخی زیرساختهای انرژی و توقف موقت بخشی از تولید، طبیعی است که توجه افکار عمومی و حتی فعالان اقتصادی را به خود جلب کند. اما واقعیت این است که آسیبهای فیزیکی تنها بخش قابل مشاهده ماجرا هستند و شاید چالش اصلی صنعت فولاد ایران در ماهها و سالهای آینده نه در خطوط تولید، بلکه در بازارها و مناسبات تجاری شکل بگیرد.
برخلاف تصور رایج، افزایش مقطعی قیمت برخی محصولات فولادی در سطح جهانی، به معنای آغاز یک دوره رونق نیست. بازار جهانی همچنان با مازاد ظرفیت تولید دست و پنجه نرم میکند. طی سالهای گذشته سرمایهگذاریهای گسترده در چین، هند، خاورمیانه و برخی کشورهای آسیایی موجب شده ظرفیت تولید فولاد بسیار سریعتر از رشد مصرف افزایش پیدا کند. به همین دلیل حتی در شرایطی که برخی مواد اولیه با رشد قیمت مواجه میشوند، بازار فولاد هنوز نتوانسته وارد یک چرخه صعودی پایدار شود.
در این میان، مهمترین تحول راهبردی بازار جهانی را باید کاهش تدریجی نقش چین در تعیین مسیر صنعت فولاد دانست. برای بیش از دو دهه، هر تحلیلی از بازار فولاد با بررسی وضعیت ساختوساز و سرمایهگذاری در چین آغاز میشد. اما امروز شرایط تغییر کرده است. رکود در بخش مسکن، کاهش سرمایهگذاریهای زیرساختی و تغییر اولویتهای اقتصادی پکن باعث شده موتور سنتی تقاضای فولاد جهان با سرعت کمتری حرکت کند.
در مقابل، هند در حال تبدیل شدن به قطب جدید مصرف فولاد جهان است. رشد شهرنشینی، توسعه زیرساختها، گسترش صنایع خودروسازی و برنامههای بلندمدت توسعه صنعتی موجب شده بسیاری از فعالان بازار جهانی نگاه خود را از شرق آسیا به جنوب آسیا معطوف کنند. این تغییر اگرچه تدریجی است، اما میتواند نقشه تجارت جهانی فولاد را در دهه آینده به طور کامل دگرگون کند.
به اعتقاد نگارنده همزمان با این تحولات، رقابت در بازارهای صادراتی نیز وارد مرحله تازهای شده است. بسیاری از کشورها با استفاده از تعرفههای تجاری، مشوقهای صنعتی و سیاستهای حمایتی تلاش میکنند از تولیدکنندگان داخلی خود حمایت کنند. نتیجه این روند آن است که صادرات فولاد در جهان دشوارتر از گذشته شده و تولیدکنندگان برای حفظ سهم بازار ناچارند با حاشیه سود کمتر رقابت کنند.
در چنین شرایطی، صنعت فولاد ایران با چالشی مضاعف روبهرو است. از یک سو باید آثار مستقیم جنگ را مدیریت کند و از سوی دیگر باید خود را با قواعد جدید بازار جهانی تطبیق دهد. خسارات وارده به برخی زیرساختهای تولیدی و لجستیکی، هرچند قابل ترمیم هستند، اما مسئله مهمتر اختلال در زنجیره صادرات است.
بسیاری از تحلیلها بر میزان خسارت وارده به کارخانهها تمرکز کردهاند، در حالی که تجربه تجارت جهانی نشان میدهد بازارهای صادراتی بسیار شکنندهتر از خطوط تولید هستند. کارخانهای که آسیب دیده باشد را میتوان در چند ماه یا چند سال بازسازی کرد، اما مشتریای که به سمت تأمینکننده دیگری رفته باشد، الزاماً بازنخواهد گشت.
در ماههای گذشته بخشی از مشتریان سنتی فولاد ایران برای جلوگیری از ریسک تأمین، خرید خود را از ترکیه، روسیه، هند و حتی چین افزایش دادهاند. این اتفاق شاید در کوتاهمدت چندان محسوس نباشد، اما در بلندمدت میتواند به کاهش سهم ایران در برخی بازارهای منطقهای منجر شود. به همین دلیل بزرگترین آزمون صنعت فولاد ایران در دوران پساجنگ نه بازگشت تولید، بلکه بازگشت به بازار خواهد بود.
در داخل کشور نیز شرایط پیچیده است. کاهش عرضه ناشی از اختلالات تولید، افزایش هزینه انرژی، رشد هزینه حملونقل و نیاز به بازسازی زیرساختها میتواند از قیمت فولاد حمایت کند. اما افزایش قیمت همیشه به معنای رونق نیست. زمانی که قیمتها به دلیل کمبود عرضه افزایش پیدا میکنند، صنایع مصرفکننده نخستین قربانی خواهند بود.
صنایع ساختمانی، خودروسازی، لوازم خانگی و پروژههای عمرانی در ماههای آینده بیش از سایر بخشها تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. افزایش قیمت مواد اولیه میتواند هزینه تولید را بالا ببرد و بخشی از فشار آن به مصرفکننده نهایی منتقل شود. در چنین شرایطی رشد قیمت فولاد لزوماً نشانه سلامت صنعت نیست، بلکه میتواند بازتابی از محدودیتهای ساختاری اقتصاد باشد.
نکته مهم دیگری که نباید از آن غافل شد، مسئله انرژی است. صنعت فولاد ایران طی سالهای گذشته بخش مهمی از مزیت رقابتی خود را از دسترسی به انرژی نسبتاً ارزان به دست آورده بود. اما محدودیتهای برق و گاز، افزایش هزینههای تأمین انرژی و آسیبپذیری زیرساختها نشان داده است که این مزیت دیگر به اندازه گذشته قابل اتکا نیست. اگر برای این چالش راهحل پایدار پیدا نشود، رقابتپذیری فولاد ایران در بازارهای جهانی بیش از پیش تحت فشار قرار خواهد گرفت.
در مجموع به نظر میرسد صنعت فولاد ایران در آستانه ورود به دورهای قرار دارد که میتوان آن را «دوران بازآرایی استراتژیک» نامید. در این دوره، موفقیت صرفاً با افزایش تولید سنجیده نخواهد شد. آنچه اهمیت دارد توانایی صنعت در بازسازی شبکه صادراتی، حفظ مشتریان خارجی، مدیریت هزینههای تولید و انطباق با نظم جدید بازار جهانی است.
به اعتقاد نگارنده، بزرگترین تهدید پیش روی فولاد ایران دیگر خسارتهای فیزیکی جنگ نیست؛ بلکه خطر عقب ماندن از تحولات جدید بازار جهانی است. اگر صنعت بتواند از این مرحله عبور کند، همچنان یکی از مهمترین منابع ارزآوری کشور باقی خواهد ماند. اما اگر بازسازی صرفاً به احیای ظرفیت تولید محدود شود و برای بازیابی جایگاه تجاری برنامهای وجود نداشته باشد، ممکن است خسارت واقعی جنگ نه در کارخانهها، بلکه در بازارهایی رقم بخورد که به تدریج از دسترس تولیدکنندگان ایرانی خارج میشوند.
از این منظر، آینده فولاد ایران دیگر صرفاً در کورههای ذوب، خطوط نورد یا معادن سنگآهن تعیین نمیشود؛ بلکه در توانایی این صنعت برای انطباق با نظم جدید بازار جهانی، بازسازی شبکه صادراتی و عبور از چالشهای دوران پساجنگ رقم خواهد خورد. آزمون واقعی فولاد ایران تازه آغاز شده است.

.gif)

0 دیدگاه