اکسیژن رشد اقتصاد چگونه تامین میشود؟
مریم مهدوی، مدیر تأمین مالی تأمین سرمایه لوتوس پارسیان در این رابطه به مدار اقتصادی گفت: درحال حاضر تأمین مالی برای اقتصاد ایران صرفاً یک فرآیند مالی و حسابداری ساده نیست، بلکه حکم اکسیژن رشد را برای عبور از اقتصاد بقا و مهاجرت به اقتصاد توسعه دارد. در شرایط تورمی، تمرکز اصلی بر حفظ زنجیره تولید و استمرار فعالیت است اما در فضای معمول اقتصاد، منابع مالی صرف رشد، توسعه و ایجاد پروژههای جدید میشود.
او اضافه کرد: با این حال نمیتوان برای همه کسبوکارها یک الگوی واحد تأمین مالی تعریف کرد؛ چراکه نیاز مالی شرکتها براساس مرحله رشد، نوع فعالیت، ساختار درآمدی و افق سرمایهگذاری متفاوت است و انتخاب ابزار مناسب باید متناسب با شرایط هر بنگاه انجام شود تا منابع جذبشده بتواند بیشترین اثرگذاری را در مسیر رشد شرکت داشته باشد.
مدیر تأمین مالی تأمین سرمایه لوتوس پارسیان با اشاره به گروههای اصلی متقاضی تأمین مالی گفت: در مدلهای نوین تأمین مالی، سه گروه از بنگاهها بیش از سایر بخشها مورد توجه هستند؛ شرکتهای در مرحله رشد، شرکتهای پروژهمحور و شرکتهای دانشبنیان و نوآور.
او درباره شرکتهای در مرحله رشد توضیح داد: این شرکتها برای افزایش ظرفیت تولید، بهرهگیری از مزیت مقیاس و ورود به بازارهای جدید، نیازمند منابع مالی جدید هستند و ابزارهای متعارف بازار سرمایه میتواند بخش قابل توجهی از نیاز این دسته از شرکتها را پوشش دهد و امکان توسعه فعالیت آنها را فراهم کند.
مهدوی ادامه داد: گروه دوم، شرکتهای پروژهمحور هستند که بهویژه در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی فعالیت میکنند. این پروژهها به دلیل حجم بالای سرمایهگذاری اولیه، نیازمند ساختارهای تأمین مالی بلندمدت و متناسب با دوره اجرای طرح هستند. البته بخشی از این شرکتها هنوز به مرحله بهرهبرداری یا سودآوری نرسیدهاند و به همین دلیل، تنوع ابزارهای قابل استفاده برای آنها در بازار سرمایه نسبت به شرکتهای بالغ محدودتر است.
او شرکتهای دانشبنیان و نوآور را سومین گروه هدف عنوان کرد و گفت: این بنگاهها اگرچه ممکن است داراییهای فیزیکی محدودی برای ارائه وثایق سنتی داشته باشند، اما از ظرفیت رشد بالایی برخوردارند. از این رو، ابزارهای نوین تأمین مالی مانند کرادفاندینگ میتواند نقش مهمی در اتصال این شرکتها به منابع مالی ایفا کند. تأمین مالی جمعی در معنای واقعی، دموکراتیزه کردن سرمایه است؛ چراکه این امکان را فراهم میکند که منابع خرد جامعه به شکل مستقیم به سمت پروژههای مولد اقتصادی هدایت شود.
او ادامه داد: این ابزار بهویژه برای شرکتهای کوچک و متوسط و کسبوکارهای نوآور که ممکن است دسترسی محدودی به روشهای سنتی تأمین مالی داشته باشند، فرصت جدیدی ایجاد میکند. از طریق کرادفاندینگ، سرمایهگذاران خرد میتوانند در طرحهای اقتصادی مشارکت کنند و بنگاهها نیز مسیر جدیدی برای تأمین منابع مورد نیاز خود در اختیار دارد.
مهدوی تصریح کرد: طبیعتاً به دلیل ماهیت جمعسپاری، ریسک این روش نسبت به برخی ابزارهای متعارف بازار سرمایه بیشتر است. ریسک نکول موضوعی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت، اما با اعتبارسنجی دقیق، ارزیابی کارشناسی طرحها و اخذ تضامین معتبر میتوان این ریسک را تا حد امکان مدیریت کرد.
مدیر تأمین مالی تأمین سرمایه لوتوس پارسیان افزود: البته وقوع موارد محدود نکول در برخی سکوهای تأمین مالی جمعی نباید به عنوان ناکارآمدی این ابزار تلقی شود. این تجربهها میتواند به ارتقای فرآیندهای ارزیابی، افزایش دقت اعتبارسنجی و حرفهایتر شدن ساختارهای مدیریت ریسک کمک کند.
مدیر تأمین مالی تأمین سرمایه لوتوس پارسیان در پاسخ به این سوال که ساختار تأمین مالی در ایران و اقتصاد جهانی چه تفاوتی دارد؟ گفت: در اقتصادهای جهانی، بازار سرمایه سهم اصلی را در تأمین مالی دارد و علاوهبر تجهیز منابع، به توزیع ریسک میان سرمایهگذاران نیز کمک میکند. در این مدل، منابع مورد نیاز پروژهها از مسیر مشارکت طیف گستردهای از سرمایهگذاران تأمین میشود و ریسک سرمایهگذاری میان افراد بیشتری تقسیم میشود.
او افزود: اما اقتصاد ایران همچنان فاصله قابل توجهی با این الگو دارد و بخش زیادی از تأمین مالی از مسیر شبکه بانکی انجام میشود؛ هرچند در سالهای اخیر حرکت تدریجی از بانکمحوری به سمت بازارمحوری آغاز شده و توسعه ابزارهایی مانند اوراق صکوک، تأمین مالی جمعی و عرضه اولیه نشان میدهد بازار سرمایه ظرفیت بیشتری برای ایفای نقش در تأمین منابع مورد نیاز بنگاهها پیدا کرده است.
مهدوی تصریح کرد: اما باتوجه به محدودیت منابع بانکی و ارزی، بازار سرمایه میتواند یکی از مسیرهای مهم تأمین نقدینگی برای پروژههای بزرگ و زیرساختی باشد. البته تحقق این ظرفیت نیازمند افزایش عمق بازار، توسعه ابزارهای مالی و تسهیل فرآیندهای دسترسی بنگاهها به منابع است.
او به روند رشد تأمین مالی از طریق بازار سرمایه اشاره کرد و گفت: میزان تأمین مالی انجامشده از طریق انتشار اوراق در بازار سرمایه طی سال 1404 به 955 همت رسید که نسبت به سال 1403 حدود 38 درصد افزایش داشت. این رشد نشان میدهد بازار سرمایه به تدریج در حال تقویت جایگاه خود در نظام تأمین مالی کشور است.
تامین مالی؛ تفاوت بازار پول و بازار سرمایه
او در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر تفاوتهای بازار پول و بازار سرمایه در تأمین مالی بنگاهها توضیح داد: تفاوت اصلی این دو بازار در ماهیت، افق زمانی و حجم منابع قابل تأمین است. تأمین مالی از طریق شبکه بانکی معمولا با محدودیتهایی در حجم منابع و دوره بازپرداخت همراه است و برای نیازهای کوتاهمدت بنگاهها استفاده میشود، در حالی که بازار سرمایه امکان تجهیز منابع در مقیاس بزرگتر و با افق زمانی بلندمدتتر را فراهم میکند.
مهدوی ادامه داد: در بازار سرمایه، شفافیت عملکرد متقاضیان تامین مالی، ایفای بهموقع تعهدات و اثبات توان بازپرداخت، از مهمترین الزامات دسترسی به منابع است. هرچه بنگاهها بتوانند ساختار مالی شفافتر و عملکرد قابل اتکاتری ارائه دهند، امکان استفاده از ظرفیتهای بازار سرمایه برای آنها افزایش خواهد یافت. البته که افزایش نقش بازار سرمایه در اقتصاد کشور نیازمند آموزش بیشتر بنگاهها درباره ابزارهای موجود، متنوعسازی روشهای تامین مالی، کاهش فرآیندهای پیچیده و تسهیل مسیر دسترسی شرکتها به منابع مالی است.
مهدوی در پایان خاطرنشان کرد: آینده اقتصاد ایران به تأمین مالی هوشمند، شفاف و با نرخ مناسب وابسته است. توسعه ابزارهای مالی، اتصال منابع خرد جامعه به پروژههای مولد و استفاده از ظرفیتهای بازار سرمایه میتواند فرآیند تأمین مالی بنگاههای اقتصادی را تسهیل و تسریع کند و باتوجه به برنامههای توسعهای کشور و ظرفیتهای موجود در بازار سرمایه، انتظار میرود نقش ابزارهای نوین مالی و انتشار اوراق صکوک در سالهای آینده پررنگتر شود و بازار سرمایه بتواند سهم بیشتری در پشتیبانی از رشد و توسعه بنگاههای اقتصادی ایفا کند.
0 دیدگاه