فولاد در تنگنای سهگانه؛ سنگآهن ارزان، برق محدود و حملونقل گران
الهه سیستار-رصدبورس | ایران همچنان در جمع 10 تولیدکننده بزرگ فولاد جهان قرار دارد و تولید فولاد خام کشور در سال 2025 به حدود 32 میلیون تن رسیده است؛ با این حال، حفظ این جایگاه بیش از گذشته به پایداری انرژی، اصلاح نظام حملونقل و ایجاد توازن در زنجیره وابسته شده است.
سنگآهن ارزان، اما نه لزوماً به نفع فولادساز
پایین نگهداشتن قیمت سنگآهن در نگاه نخست میتواند به معنای کاهش هزینه خوراک فولادسازان باشد، اما این سیاست در بلندمدت ممکن است سرمایهگذاری در بخش معدن را تضعیف کند. کاهش انگیزه توسعه معادن، فرسودگی تجهیزات و عقبافتادن طرحهای اکتشافی میتواند در آینده دسترسی پایدار فولادسازان به مواد اولیه را با مشکل مواجه کند.
از سوی دیگر، فشار قیمتی بر ابتدای زنجیره الزاماً به کاهش قیمت تمامشده فولاد منجر نمیشود؛ زیرا سهم انرژی، حملونقل، دستمزد و هزینههای مالی در ساختار بهای تمامشده تولیدکنندگان رو به افزایش است.
محدودیت برق؛ تولیدی که به فصل وابسته شده است
برق برای واحدهای فولادی، بهویژه کارخانههای مبتنی بر کوره قوس الکتریکی، یک نهاده حیاتی است. محدودیت یا قطع برق فقط به توقف چندساعته تولید ختم نمیشود؛ خاموش و روشن شدن خطوط، افزایش استهلاک تجهیزات، کاهش بهرهوری و برهمخوردن برنامه تحویل سفارشها نیز از پیامدهای آن است.
اکنون توافق وزرای صنعت، معدن و تجارت و نیرو، چشمانداز تازهای پیش روی صنایع قرار داده است. براساس این توافق، قرار است محدودیت برق شهرکهای صنعتی از دو روز در هفته به یک روز کاهش پیدا کند. همچنین بر تأمین برق شش کارخانه فولادی که توافقات قبلی درباره آنها هنوز اجرایی نشده، تأکید شده است.
در این نشست همچنین مقرر شده وزارت نیرو در شرایطی که صادرات برق موجب کاهش تأمین انرژی بخش تولید میشود، نیاز صنایع داخلی را در اولویت قرار دهد.
با وجود اهمیت این تصمیمها، پرسش اصلی آن است که آیا توافق جدید در عمل و بدون تأخیر اجرا خواهد شد؟ تجربه صنایع نشان داده فاصله میان مصوبه و اجرای کامل آن گاه قابلتوجه است. بنابراین اثر این توافق زمانی در تولید فولاد دیده خواهد شد که محدودیتها واقعاً کاهش یابد و برق وعدهدادهشده به کارخانهها تحویل شود.
حملونقل گران؛ فشاری از معدن تا بازار
زنجیره فولاد ماهیتی حجیم و حملمحور دارد. سنگآهن، کنسانتره، گندله، آهن اسفنجی و محصولات نهایی باید در فواصل طولانی جابهجا شوند. بنابراین افزایش کرایه حمل، هزینه سوخت، قطعات و نگهداری ناوگان، مستقیماً بر قیمت تمامشده اثر میگذارد.
این فشار برای شرکتهایی که معدن، کارخانه و بازار مصرف آنها فاصله زیادی با یکدیگر دارند شدیدتر است. در چنین شرایطی حتی ارزان بودن نسبی سنگآهن ممکن است با رشد هزینه انتقال آن تا کارخانه خنثی شود.
حاشیه سود زیر فشار
ترکیب محدودیت انرژی و رشد هزینههای لجستیک، خطر کاهش حاشیه سود شرکتهای فولادی را افزایش داده است. تولیدکننده از یکسو امکان انتقال فوری همه هزینهها به قیمت فروش را ندارد و از سوی دیگر، با هزینههای ثابت بالایی روبهرو است که حتی در زمان کاهش تولید نیز ادامه پیدا میکنند.
پیامد این وضعیت میتواند افت تولید، کاهش صادرات، تعویق طرحهای توسعه و افزایش نیاز شرکتها به سرمایه در گردش باشد. شرکتهایی که نیروگاه اختصاصی، دسترسی ریلی و زنجیره تأمین یکپارچهتری دارند، احتمالاً مقاومت بیشتری در برابر این فشارها خواهند داشت.
راه خروج از تنگنای سهگانه
عبور از این وضعیت نیازمند مجموعهای از تصمیمهای هماهنگ است. توسعه نیروگاههای اختصاصی و تجدیدپذیر، افزایش سهم حمل ریلی، نوسازی ناوگان و اصلاح روابط قیمتی بین معدن و فولاد میتواند بخشی از فشار را کاهش دهد.
در غیر این صورت، پایین نگهداشتن قیمت مواد اولیه بهتنهایی نمیتواند مزیت رقابتی صنعت فولاد را حفظ کند. مزیت واقعی زمانی شکل میگیرد که کل زنجیره، از معدن تا کارخانه و بازار، امکان تولید پایدار و اقتصادی داشته باشد.
در پایان می توان گفت که صنعت فولاد ایران امروز فقط با یک مشکل روبهرو نیست. سنگآهن ارزان، برق محدود و حملونقل گران سه ضلع فشاری هستند که همزمان بر تولید و سودآوری اثر میگذارند. تداوم این شرایط میتواند فاصله میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی را بیشتر کند و جایگاه صادراتی فولاد ایران را تحت فشار قرار دهد.
0 دیدگاه