پروژه مس جانجا؛ غولی که دارد از خواب بیدار می‌شود

سیستان و بلوچستان سال‌هاست روی ذخایر معدنی قابل توجهی نشسته که بیشترشان روی کاغذ مانده‌اند. جانجا دارد این روایت را عوض می‌کند. نه با شعار، بلکه با باطله‌برداری در مقیاس صنعتی، نصب زیرساخت‌های کارخانه تغلیظ و پیشرفت فیزیکی واحد هیپ‌لیچینگ که از نیمه عبور کرده. این پروژه از مرحله مطالعه خارج شده و وارد آن بخشی از مسیر شده که در ادبیات معدنی بهش می‌گویند نقطه بی‌بازگشت. برای یک سرمایه‌گذار، این تفاوت مهمی است.
پروژه مس جانجا؛ غولی که دارد از خواب بیدار می‌شود

رصدبورس _الهه سی ستار / پروژه‌های معدنی بزرگ معمولاً سه مرحله دارند که هر کدام ریسک و جذابیت متفاوتی دارند. مرحله اول مطالعه و اکتشاف است؛ پرریسک‌ترین بخش که در آن هنوز مشخص نیست چه چیزی زیر زمین هست. مرحله دوم ساخت و توسعه است؛ جایی که سرمایه وارد می‌شود و شکل فیزیکی پروژه نمایان می‌شود. مرحله سوم بهره‌برداری است که درآمد شروع می‌شود. جانجا الان در میانه مرحله دوم است و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که تحلیلگران معدنی به آن توجه می‌کنند؛ جایی که داستان از روی کاغذ به واقعیت تبدیل می‌شود.

اولین چیزی که درباره جانجا باید دانست، ابعاد ذخایر آن است. برآوردهای زمین‌شناسی این پروژه را در ردیف بزرگ‌ترین معادن مس کشور قرار می‌دهند. این حجم از ذخایر شناسایی‌شده، پایه اقتصادی پروژه را از نوسانات کوتاه‌مدت بازار جدا می‌کند. در پروژه‌های کوچک، یک دوره افت قیمت جهانی می‌تواند توجیه اقتصادی را زیر سوال ببرد. در مقیاس جانجا، اقتصاد پروژه بر پایه مزیت‌های ساختاری بلندمدت شکل می‌گیرد.

این موضوع در شرایط فعلی بازار جهانی اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند. تقاضای مس در یک روند صعودی بلندمدت قرار دارد؛ خودروهای برقی، زیرساخت‌های انرژی تجدیدپذیر، شبکه‌های انتقال برق و تجهیزات دیجیتال همه به مس نیاز دارند و این نیاز در دهه‌های آینده تشدید خواهد شد. در این فضا، داشتن ذخایر بزرگ و قابل استحصال یک دارایی استراتژیک است که ارزش آن با گذر زمان بیشتر می‌شود، نه کمتر.

زیرساخت‌هایی که آینده جانجا را می‌سازند

مهم‌ترین واحد فرآوری جانجا، کارخانه تغلیظ با ظرفیت حدود 130 هزار تن کنسانتره مس در سال است. این رقم جانجا را به یکی از بزرگ‌ترین واحدهای تغلیظ شرق کشور تبدیل می‌کند. طراحی‌های مهندسی این کارخانه تکمیل شده و پیمانکاران اجرایی وارد فاز عملیاتی شده‌اند؛ یعنی دیگر در مرحله برنامه‌ریزی نیستیم.

اما اهمیت این کارخانه فراتر از ظرفیت تولید است. ایجاد یک واحد تغلیظ در این مقیاس در شرق کشور، زنجیره ارزش مس را در منطقه‌ای شکل می‌دهد که تاکنون سهم محدودی از صنایع معدنی داشته. این یعنی اشتغال، زیرساخت، تأمین‌کنندگان محلی و به‌تدریج یک اکوسیستم صنعتی که می‌تواند پایه‌ای برای توسعه‌های بعدی باشد. برای سرمایه‌گذاری که نگاه بلندمدت دارد، این ارزش‌آفرینی منطقه‌ای می‌تواند در آینده به مزیت رقابتی شرکت تبدیل شود.

یکی از تصمیم‌های هوشمندانه در طراحی جانجا، استفاده از فناوری هیپ‌لیچینگ است. این فناوری در سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از مقرون‌به‌صرفه‌ترین روش‌های استحصال مس از سنگ‌های کم‌عیار شناخته شده و در معادن بزرگ دنیا به‌طور گسترده استفاده می‌شود.

در جانجا، واحد هیپ‌لیچینگ با وسعت قابل توجهی در حال اجراست و پیشرفت فیزیکی آن از مرز نیمه عبور کرده. اهمیت این واحد در چند چیز است. اول اینکه امکان تولید کاتد مس را مستقیماً فراهم می‌کند؛ محصولی با ارزش افزوده بالاتر که در بازار جهانی به‌عنوان کالای آماده مصرف شناخته می‌شود. دوم اینکه نیازی به فرآیندهای پیچیده‌تر مثل ذوب و تصفیه ندارد که هزینه‌های عملیاتی را پایین نگه می‌دارد. سوم و مهم‌تر از همه، این فناوری به جانجا اجازه می‌دهد از همان ابتدای بهره‌برداری در مسیر کاهش خام‌فروشی حرکت کند؛ سیاستی که در سال‌های اخیر به‌طور جدی در دستور کار صنعت معدن کشور قرار گرفته.

برای سرمایه‌گذار بورسی، این موضوع یعنی حاشیه سود بالاتر نسبت به پروژه‌هایی که صرفاً کنسانتره تولید می‌کنند. فروش کاتد در مقایسه با کنسانتره، درآمد بیشتری به ازای هر تن مس تولیدشده ایجاد می‌کند.

یکی از ریسک‌های اصلی پروژه‌های معدنی بزرگ، بحران نقدینگی در نیمه راه است. پروژه‌هایی که به یک شرکت یا سرمایه‌گذار متکی هستند، در دوره‌های فشار اقتصادی آسیب‌پذیر می‌شوند. جانجا این ریسک را با ساختار کنسرسیومی خود تا حد قابل توجهی کاهش داده است.

حضور چند هلدینگ بزرگ معدنی کشور در این پروژه، چند مزیت مهم ایجاد می‌کند. اول، توزیع ریسک مالی بین چند بازیگر قدرتمند که احتمال توقف پروژه به دلیل مشکل نقدینگی را کم می‌کند. دوم، دسترسی به شبکه‌های تأمین تجهیزات، پیمانکاران تخصصی و دانش فنی که هر کدام از این شرکت‌ها در طول سال‌ها فعالیت انباشته‌اند. سوم، وزن سیاسی و اقتصادی بیشتر در تعامل با دستگاه‌های دولتی برای تأمین زیرساخت‌های مورد نیاز؛ موضوعی که در پروژه‌های معدنی بزرگ اغلب اهمیت تعیین‌کننده دارد.

وقتی پروژه‌ای از ظرفیت تجمیعی بازیگران بزرگ بخش معدن بهره می‌برد، احتمال رسیدن به خط پایان بهره‌برداری به‌مراتب بالاتر از پروژه‌هایی است که تنها به یک متولی متکی‌اند.

چالش‌ها همچنان پابرجاست

هر تحلیل واقع‌بینانه‌ای باید چالش‌های جانجا را هم بگوید. مهم‌ترین آن‌ها زیرساخت‌های حیاتی پروژه است. تأمین پایدار آب صنعتی در منطقه‌ای که با کم‌آبی دست‌وپنجه نرم می‌کند، یکی از جدی‌ترین گلوگاه‌هاست. برق مورد نیاز واحدهای فرآوری در مقیاس این پروژه نیز باید از منابع پایداری تأمین شود که توسعه آن‌ها زمان و هزینه می‌برد. مسیرهای حمل‌ونقل هم هنوز در حال توسعه هستند و موقعیت جغرافیایی دور از مراکز صنعتی، فشار لجستیکی واقعی ایجاد می‌کند.

تورم و نوسان نرخ ارز نیز هزینه تجهیزات را بالا برده، مخصوصاً در بخش‌هایی که وابستگی به واردات دارند. این وابستگی پروژه را در برابر محدودیت‌های زنجیره تأمین آسیب‌پذیر می‌کند و نمی‌توان آن را نادیده گرفت. ریسک تأخیر زمانی هم مثل هر پروژه معدنی بزرگی وجود دارد و هر تأخیر یعنی هزینه بیشتر و درآمد دیرتر.

اما باید این چالش‌ها را در بستر درست ارزیابی کرد. پروژه‌های معدنی موفق در دنیا معمولاً این مسائل را داشته‌اند. تفاوت پروژه‌های موفق در این نیست که بدون مانع بوده‌اند؛ در این است که ساختار مالی و مدیریتی‌شان توان عبور از این گلوگاه‌ها را داشته. جانجا با ساختار کنسرسیومی و پشتیبانی هلدینگ‌های بزرگ، از این نظر در موقعیت بهتری نسبت به بسیاری از طرح‌های مشابه قرار دارد.

در دوره ابتدای 1404 تا خرداد 1405، تحولات ژئوپلیتیک اثر مستقیمی بر سود و زیان پروژه نداشته؛ چون جانجا هنوز وارد مرحله تولید و فروش نشده. اما اثرات غیرمستقیم وجود داشته و جالب اینجاست که این اثرات دو طرفه بوده‌اند.

از یک سو، افزایش نرخ ارز و هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل فشار بیشتری روی هزینه‌های سرمایه‌گذاری وارد کرده. دسترسی به برخی تجهیزات خارجی دشوارتر و گران‌تر شده. از سوی دیگر، همین تنش‌ها قیمت جهانی مس را در مقاطعی تقویت کرده و جذابیت اقتصادی ذخایر جانجا را در افق بلندمدت بیشتر کرده است. در واقع ساختن جانجا گران‌تر شده، اما ارزش آنچه قرار است تولید کند هم بالاتر رفته. برای سرمایه‌گذاری که افق دیدش چند ساله است نه چند ماهه، این معادله لزوماً منفی نیست.

جانجا؛ پروژه‌ای که از مرحله امید عبور کرده است

جانجا الان در آن نقطه‌ای از مسیر قرار دارد که برای سرمایه‌گذار بورسی بیشترین اهمیت را دارد؛ جایی بین امید و بهره‌برداری. پیش از این مرحله، ارزش‌گذاری پروژه‌های معدنی عمدتاً بر پایه برآورد ذخایر و فرضیات بود. از این مرحله به بعد، شواهد فیزیکی هم به تصویر اضافه می‌شوند. عملیات اجرایی سنگین شروع شده، پیمانکاران در محل هستند و برگشتن از این مسیر هزینه‌ای بیش از ادامه آن دارد.

تجربه پروژه‌های معدنی بزرگ در دنیا نشان می‌دهد که این مرحله اغلب همان جایی است که پروژه‌ها ارزش‌گذاری می‌شوند؛ پیش از آنکه همه ببینند و پیش از آنکه تولید شروع شود. سرمایه‌گذارانی که زود می‌بینند معمولاً بهتر می‌برند. سرمایه‌گذارانی که صبر می‌کنند تا همه چیز مشخص شود، معمولاً در قیمت‌های بالاتر وارد می‌شوند.

آنچه سرنوشت نهایی جانجا را رقم خواهد زد، توان مدیریت اجرایی در سال‌های پیش‌رو و عبور موفق از گلوگاه‌های زیرساختی است. اما پایه‌ای که تاکنون ساخته شده، ذخایر اثبات‌شده، ساختار مالی چندوجهی و پیشرفت فیزیکی قابل رؤیت، نشان می‌دهد این پروژه با جدیت دارد مسیرش را طی می‌کند. در صنعت معدن، این ترکیب کمیاب است.     

نویسنده : الهه سی ستار

آیا این خبر مفید بود؟

0 دیدگاه

دیدگاه خود را بیان کنید

کپچا

آخرین اخبار

اخبار پربازدید

پر بحث ترین