بانک کشاورزی در آزمون زمان؛ تأمین مالی باید همقدم با تقویم مزرعه باشد
رصدبورس _ الهه سی ستار | بذر، کود یا سرمایه در گردش، اگر پس از زمان کاشت تأمین شود، دیگر ارزش اقتصادی گذشته را ندارد. همینجا تفاوت بانک کشاورزی با یک بانک تجاری آشکار میشود.
عملکرد این بانک مستقیماً بر روند تولید اثر میگذارد و هر وقفه در تأمین مالی، دیر یا زود در مزرعه و بازار خود را نشان میدهد.
زمان؛ مهمترین مسئله در تأمین مالی کشاورزی
بانک کشاورزی طی دهههای گذشته سهم مهمی در تأمین مالی این بخش داشته و در مقاطع مختلف، از جمله هنگام بروز خشکسالی، سیل یا نوسانات اقتصادی، با امهال بدهیها و پرداخت تسهیلات، مانع از خروج بسیاری از تولیدکنندگان از چرخه فعالیت شده است.
این سابقه، سرمایهای ارزشمند برای بانک به شمار میآید؛ اما اتکا به گذشته، پاسخگوی نیازهای امروز نیست.
شاید مهمترین دارایی بانک کشاورزی، نه ساختمانها و منابع مالی، بلکه اعتمادی باشد که طی سالها میان آن و تولیدکنندگان شکل گرفته است؛ اعتمادی که در هیچ ترازنامهای ثبت نمیشود.
واقعیت آن است که مهمترین چالش امروز بانک کشاورزی بیش از آنکه کمبود منابع باشد، زمان است؛ فاصلهای که میان نیاز فوری تولیدکننده و پرداخت تسهیلات ایجاد میشود.
در گفتوگو با فعالان بخش کشاورزی، بارها این گلایه تکرار میشود که مسئله اصلی نرخ سود نیست؛ زمان دریافت تسهیلات است و این امر به گونه ای است که برخی درخواست کنندگان که نقش مهمی در تامین زنجیره غذایی کشور دارند عطای دریافت وام را به لقای آن می بخشند.
کمتر مدیر شعبهای را میتوان پیدا کرد که از حجم پروندههای نیمهتمام گلایه نداشته باشد؛ همانطور که کمتر کشاورزی را میتوان یافت که از طولانی شدن روند دریافت تسهیلات خاطرهای نداشته باشد.
مسئله این نیست که بانک نخواهد کمک کند؛ مسئله آن است که سرعت تصمیمگیری، با سرعت نیاز بخش کشاورزی همخوان نیست.
از وثیقهمحوری تا شناخت زنجیره تولید
تجربه کشورهای موفقی همانند هلند و آلمان نشان میدهد تفاوت بانکداری توسعهای فقط در حجم تسهیلات نیست؛ سرعت تصمیمگیری و استفاده از دادههای واقعی، بخش مهمی از موفقیت این نظامها را شکل داده است.
در این کشورها، ارزیابی متقاضی تنها به وثیقه محدود نمیشود و سابقه تولید، قراردادهای فروش و توان بازپرداخت نیز در تصمیم اعتباری نقش دارد.
در هلند، بانک تخصصی Rabobank خدمات خود را بر شناخت زنجیره ارزش غذا و کشاورزی بنا کرده است.
ارزیابی مشتری تنها به وثیقه محدود نمیشود، بلکه اطلاعاتی مانند سابقه تولید، وضعیت بازار، قراردادهای فروش و توان اقتصادی نیز در تصمیمگیری نقش دارند.
در آلمان، بانکهای توسعهای علاوه بر وثایق، بر کیفیت طرح اقتصادی و ظرفیت بازپرداخت تأکید میکنند تا منابع مالی به سمت فعالیتهای مولد هدایت شود.مزیت مهم این نهاد مالی در بخش کشاورزی این است که برای آغاز این تغییر، لازم نیست از نقطه صفر شروع کند.
شبکه گسترده شعب و شناخت چند دههای از بخش کشاورزی، سرمایهای است که بسیاری از بانکهای توسعهای برای رسیدن به آن سالها زمان صرف کردهاند.
شاید لازم نباشد بانک کشاورزی همه چیز را از نو طراحی کند.
اصلاح همه ساختارها الزاماً به پروژههای پرهزینه نیاز ندارد. گاهی حذف چند مرحله تکراری یا برخط شدن استعلامها، بیش از ایجاد یک سامانه جدید به بهبود خدمترسانی کمک میکند.
برای این منظور اگر سامانههای بانک، وزارت جهاد کشاورزی و صندوق بیمه محصولات کشاورزی به یکدیگر متصل شوند، بخش قابل توجهی از مراجعات حضوری و استعلامهای تکراری حذف خواهد شد؛ تغییری که هم به نفع بانک است و هم به نفع کشاورز.
معیار موفقیت؛ فصلهای کشتی که بهموقع تأمین مالی شدند
البته همه این تغییرها بدون شفافتر شدن فرآیند رسیدگی به پروندهها کامل نخواهد شد. متقاضی باید بداند پروندهاش در چه مرحلهای قرار دارد و چه زمانی میتواند انتظار پاسخ داشته باشد؛ موضوعی که هم از مراجعات غیرضروری میکاهد و هم اعتماد به نظام بانکی را تقویت میکند.
بانک کشاورزی امروز بیش از هر زمان دیگری در نقطهای تعیینکننده قرار گرفته است. ادامه مسیر گذشته، هرچند دستاوردهای ارزشمند خود را دارد، اما برای پاسخگویی به نیازهای روبهرشد بخش کشاورزی کافی نیست.
تحول واقعی، نه در افزایش تعداد فرمها و استعلامها، بلکه در کوتاه کردن فاصله میان تصمیم و اجرا شکل میگیرد.
در خاتمه ذکر این نکته ضروری است که موفقیت بانک کشاورزی در سالهای آینده، نه با تعداد تسهیلات پرداختی، بلکه با تعداد فصلهای کشت سنجیده می شود که بهموقع تأمین مالی شدهاند. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، سود آن تنها به ترازنامه بانک بازنمیگردد؛ امنیت غذایی کشور نیز از آن بهره خواهد برد. آیندهای که در آن این نهاد مالی، شریک واقعی کشاورز در مسیر تولید، نوآوری و امنیت غذایی ایران خواهد بود.
0 دیدگاه